داشتن هدف و تلاش براي رسيدن به آنچه اينك نداريم، لازمه زندگي، حركت و پيشرفت است. نظام علت و معلولي اين جهان ما را بر آن مي‌دارد كه در مسير رشد و كمال، فعال و پر توان پيش‌ رويم تا از قافله پرشتاب زمانه جا نمانيم و خود را با شتاب آن هماهنگ كنيم.

اما آرزوهاي بلند و دست نيافتني، بلند پروازي‌ها و رفتارهاي خالي از تفكر و تعقل، آفت اين همراهي و هماهنگي است. آن‌گاه كه ما آرزوهاي خام را با اهداف معقول و قابل دستيابي، همسان مي‌بينيم و برطبل ندانم كاري مي‌كوبيم، خود با پاي خود به بيراهه مي‌رويم.

شايد داشتن راهنما، معلم و مربي‌ دلسوز، براي برداشتن صحيح و بهنگام گام‌هاي مهم زندگي، امري ضروري باشد. اما گاهي پندها هم در نظر جوان‌ترها نه حكم نشانه و راهنما كه عامل آزار و دلزدگي مي‌شوند.

آنجاست كه شناخت راه از بيراه دشوار شده و عناد و سرپيچي، افسوس و آه بر جاي مي‌گذارد.

اين حكايت را با هم بخوانيم.

***

روزي لقمان به پسرش گفت: امروز به تو 3 پند مي‌دهم كه اگر آنها را به كار بندي در جهان كامروا شوي؛

اول اين كه سعي كن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري.

دوم اين كه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي.

و سوم اين كه در بهترين كاخ‌ها و خانه‌هاي جهان زندگي كني.

پسر لقمان كه اين سه پند شنيد به وي گفت: اي پدر ما خانواده‌اي بسيار فقير هستيم؛ چگونه من مي‌توانم اين كارها را انجام دهم؟

لقمان حكيم سر تكان داد و چنين پاسخ داد:

اگر كمي ديرتر و كمتر غذا بخوري هر غذايي كه مي‌خوري طعم بهترين غذاي جهان را مي‌دهد.

اگر بيشتر كار كني و كمي ديرتر بخوابي در هر جا كه خوابيده‌اي احساس مي‌كني بهترين خوابگاه جهان است.

و اگر با مردم دوستي كني در قلب آنها جاي مي‌گيري و آن وقت بهترين خانه‌هاي جهان از آن توست.

***

بسياري از اوقات ما زماني طولاني درگير مساله‌اي مي‌شويم كه بشدت رنجمان مي‌دهد؛ مساله‌اي كه وقتي به كنه و واقعيت آن پي مي‌بريم در مي‌يابيم به آن اندازه كه مي‌پنداشتيم آزار دهنده نبوده است.مي‌فهميم آن چيزي كه مدت مديدي روح و جسم ما را به ضعف كشانده، آن مقدار كه در ذهن خود ساخته بوديم، پيچيده و وحشتناك نبوده است.

پس يادمان نرود كه اين من، تو و ما هستيم كه بايد شرايط را بشناسيم و در صورت لزوم تغيير دهيم.يادمان نرود كه آرزوهاي دور و دراز، تنها ما را در جا ميخكوب مي‌كنند و راه رفتني آرام را نيز از ما مي‌گيرند.ماندن در خيال و توهم، جز
جا ماندن از آن قافله بزرگ ثمري ندارد.

يادمان نرود كه خود ما مسائل را تحليل مي‌كنيم، پس تلاش كنيم به زندگي و آنچه دوست داريم، مانند لقمان حكيم نگاه كنيم.